خب چجوری بگم، پوستهی بيرونيم يه دختر قويه كه به كسی نياز نداره و خيلی خوشحاله؛ ولی درون خودم، یه دخترِ كوچولو با چشمای اشكی نشسته و منتظر يكی بياد ازش بپرسه چته.
من خود بلای خویشم از خود کجا گریزم 💔 به جرم دوست داشتنت تنهایی عمیقی را به دوش میکشم آقای من، بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مولا جان💚 غروب غم انگیز تهران روز۱۴ تیر ۱۴۰۵ هیچ وقت فراموش نمیکنم😭🖤🚫 درخواست دوستی پذیرفته نمیشه🚫