پدر و مادرم همیشه تحت هر شرایطی به همسرم احترام میذارن حتی اگر بدترین دعوا ها رو کرده باشیم بازهم میگن تقصیر تویه قبلا زیاد میرفتم خونه پدرم
پدرشوهرم اینقدر پشت سرم به شوهرم میگفت زنت همش خونه پدرشه باید بیاد خونه میخواست وقتی خودش هست من کلفتیشو بکنم منم دیگه خیلی کم میرم خونه پدرم ولی هروقت میرم شوهرم از دماغم درش میاره الکی بهانه میگیره میخواد با هر روشی شده یه دعوایی درست کنه جلو پدر مادرم میگه تو فلانی اینطوری منم همیشه جوابشو میدادم امشب خیلی خودمو کنترل کردن جوابشو ندادم باز ادامه داد بخدا امروز رفتم دانشگاه دیشب غذا پختم که فردا گرسنه نمونه بعد برگشتم ریختم توی ظرف با سالاد و میوه بردم محل کارش دوباره رفتم دانشگاه ظهر که نبود ناهار بخوریم انگار کوفت میخوردم نمیدونم این چه مرگشه وقتی میریم خونه پدرم فقط دنبال اینه زر زر کنه نمیبخشمش خدای منم نبخشش من که ازش راضی نیستم