خواب دیدم تو یه امام زاده هستم بعد تو حیاطش یعالمه سنگ قبر بود بعد یدونه سنگ قبر تنها بود دقیقا جلوی در حیاط بود انگار تازه خاکش کرده بودند
میگفتن اون برای یه شهیدی هست که تازه خاکش کردن شهید خودش وصیت کرده که دم در این امام زاده خاکش کنن
اسم شهید رو هم گفتن یادم نیست اما
بعد شوهرم رو دیدم خیلی ناراحت بود میگفت که موقع تشییع این شهید چرا من نبودم چرا مشغول کارای بیهوده بودم...
خیلی عجیب بود خوابم