بهم میگفت دِپاکینِ من !
پرسیدم ینی چی ؟! گفت ینی قرص ضـد ِ جنون ،
ینی اگه اون روزایی که زیر ِ آوار حرف ُغم ُ تنهایی ِ پر از خودخوریم نبودی ، ینی اگه همونجایی که خودمو مقصر هرچی اتفاقه میدونستم نبودی ، الان یه دیوونه بودم
که باید میومدی تیمارستان ملاقاتش ِ
و براش لیلی و مجنون میخوندی !
✍️ساتیا