2777
2789
عنوان

امروز دیدمش

128 بازدید | 6 پست

رفتم پیش مشاورم 

سری آخر ک رفتم ب محض ورود گفتم میتونم صندلیمو جا به جا کنم گفت بله شما خیلی برام مهمین ک میاین اینجا و همه هرجور راحتن میشینن و...

صحبت از حالت های من بود گفتم من بد عصبانی میشم

گفت من عصبانیتتو دیدم میدونی از کجا گفتم کجا گفت از چشماتوم

خیلی هم قشنگ عصبانی میشی وقتی عصبانی میشی ی جذبه داری

اینو گفتم، گفتین طبیعی هست و داره اعتماد به نفس میده


امروز رفتم پیشش، هیچ حرکت بدی نزد... منظور نداشته انگار

چ هول نرو پیشش دیه😐😐

خب چجوری بگم، پوسته‌‌ی بيرونيم يه دختر قويه كه به كسی نياز نداره و خيلی خوشحاله؛ ولی درون خودم، یه دخترِ كوچولو با چشمای اشكی نشسته و منتظر يكی بياد ازش بپرسه چته.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

یاد ی جوک افتادم

رفتم پیش روانشناس اکسمو فراموش کنم گوربابا اکسم روانشناسه رو حالاچطورفراموش کنم

وقتی جنازه ازخودت نباشه حلوا به دهنت شیرین میاد.از درددیگران گفتن راحته.                                                      جلیقه نجات رو تن ماهی کنی میشه جلیقه مرگ توی زندگی برای همه نسخه یکسان نپیچ.همه مث هم نیستن                   توی بچگی استخونام درد گرفت گفتن داری قد میکشی فهمیدم بهای رشد تحمل درده                                            

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792