بچه ها امروز ناهار سفارش دادم که مثلا خونه خو باشیم شوهرم که اومد مدام منو مسخره میکنه یا مثلا به بچه ام میگه میخوره میخوابه پول مفت میخوره یه بچه ده ساله مدام اذیتش میکنه جالب اینجاس کاسب هست ۱۰۰میبیون نسیه داره برا ما اعصاب خردی خیلی رو مخم بود کاراش منم گفتم به جای تشکره یهو بخاری رو کشید پرت کرد شکوند گوشیشو شکوند گفت دیگه پامو نمیزارم این خونه و ... خیلی ادا داره همیشه قهر میکنه هر کار خودش بکنه خوبه یک دهم کارای اونو بکنم باز وسیله میشکته هر جور توهین میکنه ولب من بلید خفه شم رفت بیرون بهم گفت مثل سگ هاری منم بعد دو دقیقه یه داد زدم اون نبود بهو اومد خونه و همه جا رو ریخت بیرون و کلی تهدید الان خونه پر برنج و لباس و شیشه گوشیم شکست من خیلی تو این زندگی صبوری کردم ده سال تو خونه ده متری بودم یه بار منت نکردم پرو شده.تازه هفته ای دو شب میرم مراقب ماماتشم امرداد جاریم زنگ زد بیا واستا کار وارم منم گفتم زود غذا بخوریم بریم والا برا خونه مامان خودت میگم شروع کرد فحش دادن که دیگه نمیخوام بیلی و ... بعد دعوا و شکستن شروع شد همیشه من کوتاه اومدم بنظرتون چیکار کنم
عریزم مامانش دوساله مریضه و من ۱۲ساله مراعات کردم مامانشو پوشک میکنم صدام در نیومده.نسیه هم مگه مجبوره بده؟؟؟چون دوست هستن بیاد ببره بخوره باز بیاد ببره بخوره. پس من چی؟؟؟مدتم من مراعات کنم