داییم دو ساله که با خاطر رفیق بازی چک و صفته بازی افتاده زندان رفیقش هم همراه با اون تو حبسه خالم اولش که یه بار رفت زندان نجاتش داد اما باز هم به رفتاراش ادامه داد زن و بچه اصلا براش اهمیت نداره زن دایی هم خانه داره داییم یه پسر و یه دختر داره که هر دو محصل و دانش آموزان دختره دوازدهمه پسره چهارم و به خاطر رفیقش روابطش با تموم خاله هام و مامانم قطع کرد اصلا آدم نمیشه چهل و پنج سالشه