امشب با خواهرم بیرون بودم برای عوض شدن حالم داشتیم میرفتیم خونه تو راه برگشت نامزدمو دیدم منو دید منم دیدمش شوکه شدم و همون جا نگاهش میکردم و اون بهم محل نداد و رفت حتی نگاهمم نکرد و رفت حدود چند دقیقه اونجا ایستاده بودم و رفتنشو دیدم قلبم درد گرفت و بغض کردم خواهرم منو کشید و بردتم خیلی دلم گرفته ..
خانوادت بفهمن تصمیمت جدیه کمکت میکنن کوتاه نیا توروخدا بعدش همش حسرت میخوری اینجور مردا فقط به درد اشغالی میخورن من مرد غیرتی دوست دارم ولی مرد شکاک و بد دل حال بهم زنه
خواهش میکنم برای خونه دار شدنمون صلوات بفرستین لایک کنید منم برای حاجتتون دعا میکنم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
تاپیکتو خوندم.دتار خوب چرا دیگ رابطه کامل داشتی باهاش
نمیفهمم آخه۱۶سالته چرا اصرار ب ازدواجت داشتن
این مرد دیونس باهاش باشی شما رو هم دیونه میکنه
تمومش کن.ب بابات بگو عمرا آشتی کن
بابات اصرار کردن قبول نکن خودتو بدبخت نکن
مادر شدن مثه آتو دادن به دنیاست، همیشه استرس داری همیشه نگرانشی .پسر قشنگم از وقتی اومدی هر روز مامانی بهاره😍.مادر بودن حس عجیب و خاصیست. احساس میکنم قلبم جایی بیرون از سینه میتپد. پسرم، مرد کوچکم، جهان برای من در تو خلاصه میشود💙💙💙 پسرم آرام دوستت خواهم داشت طوریکه هیچکس به جز خودت این حس مرا درک نخواهد کرد💙