همسر منم همینطور اصلا سراغی از ما نمیگیرند چند شب پیش رفتیم خونشون
نادر شوهرم اصلا یک کلام حرف نزد
نشست ی گوشه به نظرت این بی احترامی نیست؟
من رسید اونا بودم
انگار من دشمن خونیشم
خود همسرم میدونه ولی بازم مار را مجبور میکنه بریم
منم دیشب قاطی کردم
خیلی فشار رومه
مریضی بچم
بستری شدنش بیمارستان
بارداری ده روزی سرماخورده بودم
به نظرت من چقدر توان دارم از اول بهمن تا همین الان درگیرم