2777
2789
عنوان

متاهل ها بیاین

107 بازدید | 2 پست

من و نامزدم از بچگی همو میدیدم من ۱۶ سالم بود اونم ۱۷ سالش بود دختر خالم هم ۱۵ سالش 


من با شوهرم دوست نمی‌شدم خیلی میوفتاد دنبالم میگفت واقعا میخوامت و...محلش نمیزاشتم 


گوشی نداشتم ولی دختر خالم داشت


شماره دختر خالمو گرفته بود باهاش صحبت میکرد میگفت شماره دخترخالتو بده توروخدا اونم میگفت دوست نداره باهات دوس بشه دختر خالم هیچی رو بهم نمیگفت فقط ی بار نشون داد پیام های نامزدم رو ک نوشته بود شماره دخترخالتو بده دوسش دارم و.. حرف هایی ک شوهرم‌میگفت برو بهش بگو خودش عوض من صحبت می‌کرد میگفت نمیخواد ک نمیخواد 


نامزدم اینارو بهم گفت منم گفتم ب خدا هیچ کدوم از حرفاتو بهم نمیگفت الان خیلی کنجکاوم بدونم دختر خالم با شوهرم دوست بود یا ن اینوچیجوری ازش بپرسم ؟


دختر خالم اومد بهم گفت بهم پیام میده میگه خوش ب حال نعلبکی ک همیشه بوسش میکنن و.. نمیدونم دروغ میگفت یا راست 


دختر خالم ب شدت حسود بود و الانم همینطور با اینکه متاهله 


حالاااا ک بهم رسیدیم من ونامزدم عقدیم:


تولد خواهرمه فردا. آبجیم عکس گذشته همه تبریک‌گفتن نامزدمم تبریک گفته تولدت مبارک ابجی و... حالا دختر خالم اومده کامنت نامزدم رو لایک کرده مثلا خودشو نشون بده ک اره من همون فلانیم . این قضیه واسه چند روز پیشه تایپک زدم


🖇🖇🖇🖇🖇🖇🖇


دیشب بهش گفتم عزیزم فردا قراره بریم خونه دخترخالم اینا (تازه عروسی کرده اصلا خونشون نرفتیم) بهم گفت اعه همون سحر؟ 


عصبی شدم گفتم چ خوب اسمشم یادته گفت اره بهش میگفتم ببر شماره منو بده ب دختر خالت اینو بگو اونو بگو ..


گفتم عزیزم ی سوال دارم راستشو بگو تو قبلا ک من دوست نمی‌شدم با دختر خالم دوست شدی گفت ن فقط میگفتم شماره تورو بده و حرفامو بهت برسونه همین بعدش دوستم شماره دخترخالتو خواست دادم بهش دوستم باهاش دوست شد.


منم گفتم دختر خالم ی آدم خرابیه با هزار نفر گشت آخرش رفت ب یکی گفت هیچ وقت پشت کسی اینجوری نگو از کجا میدونی دیدی مگه؟


ی جورایی پشتش دراومد چراا بهش گفتم چیه بهت برخورد؟؟ گفت ای بابا تو بهم اعتماد نداری اشتباه کردی ازدواج کردی

آخرش نبايد میگفتی دختر خالم خرابه

همسرتو نبر خونه دختر خالت دوریو دوستی

گرچه همه چی مال گذشته هست هم اون ازدواج کرده هم شما

مادر شدن مثه آتو دادن به دنیاست، همیشه استرس داری همیشه نگرانشی .پسر قشنگم از وقتی اومدی هر روز مامانی بهاره😍.مادر بودن حس عجیب و خاصیست. احساس میکنم قلبم جایی بیرون از سینه میتپد.   پسرم، مرد کوچکم، جهان برای من در تو خلاصه میشود💙💙💙   پسرم آرام دوستت خواهم داشت طوریکه هیچکس به جز خودت این حس مرا درک نخواهد کرد💙

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108