من عاشق یکی بودم اونم همیشه میگفت تو تنها کسی هستی که عاشق من شدی اما خب بخاطر یسری مشکلات خانوادگی که خانوادش بامن داشتن و خودشم یجورایی ازم خوشش نمیومد کات کرد باهام که من نمیتونستم فراموشش کنم و همش برمیگشتم بهش اونم قبول میکرد و یسری کاراهم باهم کردیم خلاصه البته بعضی وقتا تو دلم شک مینداخت که منو دوسداره یعنی یجوری یه چیزایی میگف که من شک کنم بهم فک میکنه و...مثلا کافی بود بفهمه من با یه پسری تو فامیل حتی معمولی حرف زدم قاطی میکرد و کات میکرد
ولی بعد چند سال فهمیدم وقتی بامن بوده با ج نده ها هم بوده و اتفاقی یه شماره تو ویدیو کال واتساپش دیدم شماررو تو گوشی خودم سیو کردم یه زن بود با شکل و شمایل جلف و... بهش گفتم کیه این اول انکار کرد بعد که فهمید خبر دارم گف اره باهم آشنا شدیم زبان تمرین کنیم و... کلی چیز از زندگیش میدونست ولی میگف باهاش رابطه جنسی نداشتممنم کلی هرچی فحش بلد بود هرچی تو این سالها نگفته بودم بهش گفتم مثلا یکی دوتاش این بود ریدم تو تحصیلاتت جن ده باز لاشی ... ولی بعدا گفتم چرا فحش دادم کاش بی سر و صدا میرفتم اما از یه طرف حس میکردم حقم نابود شده تنها راهی که میشد خودمو خالی کنم همین فحاشی بود