شوهرم با هام بد صحبت میکنه دیشب از دستم ناراحت بود در حالی که تقصیر اون بود گوشیم رو خونه مادرم جا گذاشته بودم همیشه فیلم های گوشیم. رو میبینهگفت زنگ بزنم برادرت بیاره منم گفتم کارش نداریم بهتر که نیست امشب پیش همیم گفت خفه شو قبلش هم از یه موضوع نراحت بود خیلی دلم شکست حرف نزدم و خوابیدم از صبح تا ظهر هم رفت بیرون من نگفتم پیشم بمون تا الان هم نه اون میاد جلو نه من با هم دو کلمه فقط حرف زدیم خسته ام دارم تومور میگیرم از بس ناراحتم با دو تا بچه که کلا درگیر شدم الان اون داره فوتبال میبینه منم یه گوشه کنار بچم خون تو دلم کرد