امروز عقدم بود موقع عکاسی تو آتلیه وقتی شست روبه روی هم داشتیم خندمون میگرفت من یه خورده احساس نفخ داشتم، خیلی خودمو نگه داشتم باز یه جایی خندم گرفت و باد معدم همراه خندم خارج شد عکاس و شوهرم متوجه شد. ولی به روم نیاوردن، خیلی خجالت میکشم قبلش همش شیطونی میکردم بعد از این اتفاق روم نمیشه توی صورت شوهرم نگاه کنم خیلی اتفاقی بود، خیلی زیاد خجالت میکشم اصلا با روم نیاورد ولی دوس دارم زمین دهن باز کنه برم داخل تروخدا یه چیزی بگید آروم بشم 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭اصلا خوابم نمیبره