تو زندگیم به دلیل مشکلات مالی که داریم نه مسافرت میتونیم بریم نه رفت وآمدی داریم هم روحیه من هم شوهرم صفر شده ، شوهرم خیلی تو خودشه ، ظاهرش با ما میخنده ولی فکرش مشغوله منم میشم قوز بالا قوز خداییش هر روز منو پسرمو میبره بیرون با وجود خستگی ، از نظر خوراکی هم کم نمیذاره ، ولی من بجای اینکه بهش روحیه بدم همش میگ چرا ناراحتی چرا فکرت مشغوله ، همش اعتماد به نفسشو میگیرم ، در کل هر دوتامون خسته ایم میگه تا زندگیمو درست نکنم فکرم آروم نمیگیره دلم برا خودش میسوزه تک وتنها بار افتاده رو دوشش چجوری آرومش کنم ،