2777
2789
عنوان

تنهایی هام

260 بازدید | 16 پست

شده بری توی سرویس بهداشتی گریه کنی و حتی جایی و کسیو نداشته باشی گریه کنی؟

شده توی حموم گریه کنی ،شده دلت از دنیا پر باشه شب به ستاره ها نگاه کنی و به خدا امید داشته باشی فردا قشنگ میشه؟

شده هیچ جایی توی قلب هیچ کسی نداشته باشی و هیچکسی احساست نکنه؟!

تنهایی هاتو چجوری می‌بینی رفیق؟

پس تنها نبودم🥺

چه ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم *مگر دشمن کند اینها که من با جان خود کردم*طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری*غلط میگفت خود را کشتم و درمان خود کردم

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

من هرجایی فکر کنی گریم گرفته.. بارها حین ظرف شستن..داشتم به پهنای صورت اشک میریختم،بچه هام نبینن استرس بگیرن..سر نماز..سر سجده..تنهایی خیلی سخته..علل الخصوص تنهایی تو زندگی متاهلی 

چه نکو طریق باشد که خدا رفیق باشد..
اره که نیستی

چقدر دردناکه

و دردناکتر هیچ امیدی به بهتر شدن اوضاع نداشته باشی

چه ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم *مگر دشمن کند اینها که من با جان خود کردم*طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری*غلط میگفت خود را کشتم و درمان خود کردم
من هرجایی فکر کنی گریم گرفته.. بارها حین ظرف شستن..داشتم به پهنای صورت اشک میریختم،بچه هام نبینن است ...

درکت میکنم بعضی چیزها هست نمیشه ب کسی گقت فقط باید درون خودت باشه

امید داشته باش عزیزم اینو از من بشنو خدا خودش میگه خوش گمان باش به من

ان شاءالله عزیزم 🤍

چه ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم *مگر دشمن کند اینها که من با جان خود کردم*طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری*غلط میگفت خود را کشتم و درمان خود کردم
درکت میکنم بعضی چیزها هست نمیشه ب کسی گقت فقط باید درون خودت باشه

دقیقا..من یه آدم برونگرا بودم..شوخ و پر سروصدا ولی بعد از اولین بارداریم همه میگن بزرگ شدی،بزرگ نشدم از بین رفتم.. تمام روز دارم باخودم حرف میزنم بعضی وقتا سر خودم داد میزنم بس کن دیگه خسته شدم..وسواسی شدم..عصبیم..با هیچی حالم خوب نمیشه

چه نکو طریق باشد که خدا رفیق باشد..
دقیقا..من یه آدم برونگرا بودم..شوخ و پر سروصدا ولی بعد از اولین بارداریم همه میگن بزرگ شدی،بزرگ نشدم ...

منم عزیزم همینطوریم رفتم حموم میبینم اصلا مغزم داغ کرد بس دارم به چیزای بیخود فکرمیکنم میرم بیرون همچنان دارم فکر بیهوده میکنم و هستم جایی و انگار نمیتونم لذت ببرم از دنیا

منم عزیزم همینطوریم رفتم حموم میبینم اصلا مغزم داغ کرد بس دارم به چیزای بیخود فکرمیکنم میرم بیرون هم ...

منم..زیر بار مسئولیت هایی که دارم،له شدم انگار..کم آوردم..ولی نمیشه دهن باز کنم.. 

چه نکو طریق باشد که خدا رفیق باشد..
مجبوری بین بد و بدتر ی چیز انتخاب کنی

برا من گزینه ای نیس..فقط باید ادامه بدم وجلو بقیه وانمود کنم همه چیز آرومه من چقدر خوشبختم..غم انکیز تر این وجود داره؟! از تو داری می پاشی از هم ولی حفظ ظاهر کنی 

چه نکو طریق باشد که خدا رفیق باشد..
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108