22 سالگی یه سری درسا یاد گرفتم...
اینک با مادرم و دوستام درد و دل نکنم...
ی لقب حتی خنگ و به خودم نگم پیش اطرافیان یا پیش مادرم چون اون و بعدا سرم میکوبن و میگن تو لابد هستی ک ب خودت میگی
اینک با خانوادم بحث نکنم چون ارزش نداره
اینک ب حرفا و کارای دیگران اهمیت ندم.
تا به درآمد نرسیدم و درسام و نخوندم و به اهدافم نرسیدم ازدواج نکنم.
اینک پیش شوهرم نگم چ کمبود هایی داشتم و دارم. چون بعدا ممکنه بکوبونه تو سرم. یعنی در واقع نقطه ضعفام و نگم.
اینک در مورد خودم پیش اطرافیان حرف نزنم چون چشم زخم وجود داره و من این و بارها ب چشم خودم دیدم.