2777
2789
عنوان

دلم خیلی شکست

327 بازدید | 25 پست

سقط داشتم امروز به خانوادم گفتم بیاین پیشم شوهرم نره سرکاراخراج میشه نیومدن

دلم براخودم می‌سوخت کارای خونه رونشستنی میکردم 

مادر شوهرم برام سوپ درست کرد

گرسنه م بود

دخترا من تو این چند سال کلی برای مربی و برنامه‌های مختلف هزینه کردم ولی هیچ‌وقت نتیجه‌ای که میخواستم نگرفتم.

یکی از دوستام فیتامین رو معرفی کرد و الان بعد از ۶ ماه واقعاً تغییر رو حس میکنم، حتی اطرافیانم هم متوجه شدن 😅

خوبیش اینه که هم تو خونه میشه تمرین کرد هم باشگاه. گفتم اینجا معرفی کنم شاید به دردتون بخوره ❤️

صبرم سراومده دعاکن برام فقط

عزیزم کارای خونتو میکردی شب قبلم غذا میپختی یهو اگه سقط شد کار نمیکردی از بیرون غذا میگرفتی توقع از هیچکس نداشته باش منم اشتباه کردم چشمم موند به در مجبور شدم جای شیر خودم به بچم شیر خشک بدم از گرسنگی سنگم میخوردم

  
عزیزم کارای خونتو میکردی شب قبلم غذا میپختی یهو اگه سقط شد کار نمیکردی از بیرون غذا میگرفتی توقع از ...

هیچوقت دورو بریامو نمیبخشم یه روزم ببینم به خاری افتادن اندازه کاری کع برام کردن بهشون کمک میکنم ولا غیر لعنت به باعثو بانیش و خودم که بچم شیر خشکی شد 

  
عزیزم کارای خونتو میکردی شب قبلم غذا میپختی یهو اگه سقط شد کار نمیکردی از بیرون غذا میگرفتی توقع از ...

اصن حال روحیم افتضاح بودترسیده بودم فرداش رفتم دکتربرام قرص گذاشت افتادم خونریزی امروزحالم به شدددت بدبودالان بهترم ایشالله ازفرداکارامومیکنم 

این روزام میگذره ولی خودت تجربه شوداشتی یادم نمیره کی خوب بود برام کی بد

اصن حال روحیم افتضاح بودترسیده بودم فرداش رفتم دکتربرام قرص گذاشت افتادم خونریزی امروزحالم به شدددت ...

فکر کردی من یادم میره عمرا اگه یادم بره عمرا توام یادت نره واقعا کاش همون اول یکی میزد تو دهنم چشمم به در نمونه هعی میکفتن بهم غذا بخور کور بودن نمیدیدن غذا ندارم نمیتونم بپزم روز دوم که تنها با شکم زخمیو هیچوقت یادم نمیره مامانم که انگار خمار بود همش میخابید اسمشم یادش رفته بود خدا کمکش کنه

  
بمیرم برابچه ت وخودت

میدونی اینقدر تنها بودم و اطرافیانم احمق یهو به خودم اومدم دیدم دارم از گرسنگی نون خشک میخورم همسرمم حتی نمیموند تو خونه مهمونم میومد خودم با زخمام پا میشدم کارامو میکردم دروغ میکفتم که فلانی اومده کمکم که ابروم نره کاش الان بچم باز تازه به دنیا اومده بود هعیییی

  
فکر کردی من یادم میره عمرا اگه یادم بره عمرا توام یادت نره واقعا کاش همون اول یکی میزد تو دهنم چشمم ...

منم حال تورودارم نه هیچ وقت فراموش نمیشه به خواهرم زنگ زدم میگه دیره الان بیام من خونه نامرتب فردام مادر شوهرم اینامیخوان بیان عیادت بزورمودموجمع کردم مادرمم حتی تلفنی باهام حرف نزدمادرشوهرم پشت تلفن برام گریه میکرد

میدونی اینقدر تنها بودم و اطرافیانم احمق یهو به خودم اومدم دیدم دارم از گرسنگی نون خشک میخورم همسرمم ...

منم به همسرم دروغ گفتم خانوادم خواستن بیان خودم نزاشتن چیکارکنم لاپوشونی نکنیم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108