2777
2789
عنوان

خواب عجیب من

153 بازدید | 17 پست

بچه ها چند شب پیش خواب دیدم رفتم مزار اونجا جمیعت بود  بعد پن کنار یه سرباز جون ایستادم 

رو کردم به سرباز گفتم دورت بگردم تو هم اینجا خاک شدی 

دیدم اونم بغض کرد

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

گفتم منم یه دادش دارم هم سن سالای تو اونم تو شهر غریب کار میکنه اونم گفت منم اینجا غریبم رفتم به خواب خواهرم خواهرم تازه زایمان کرده بهش گفتم منو فراموش نکن به بچت از من بگو از کارای من بگو بعد میدونستم تین شهید میخواستم سوال بپرسم گفت نمیدونی که آدم خیلی چیزا ها رو نمیتونه بگه 

برادرم میگه چند شب پیش خواب دیده خودش و دخترم و مادرم نشسته بودن که یک امام نورانی اومد پیششون نشست و ازشون پذیرایی کرده بهشون غذا داده( نقطه ی مشترک دخترم و برادرم و مادرم هر سه تاشون بیمارند) یعنی تعبیرش چیه؟

https://daigo.ir/secret/51172246655

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز