2777
2789
عنوان

دوران عقد

| مشاهده متن کامل بحث + 494 بازدید | 40 پست
قبول نکردم ولی الان خواستگار خیلی کم شده و سنم میترسم یره بالا . مجردی هم آدم همش استرس این چیزا رو ...

منم همین فکر تورو‌کردم الان ۳۳ سالمه شوهرمم 33 سالشه  یک ساله عقدم .ولی بای بچه  ننه 20 ساله دارم زندگی میکنم 

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

منم همین فکر تورو‌کردم الان ۳۳ سالمه شوهرمم 33 سالشه یک ساله عقدم .ولی بای بچه ننه 20 ساله دارم زن ...

وای عزیزم انشالا شوهرت عقلش به کار بیفته و پخته تر بشه ‌ نمیشه مشاوره برید شاید درست بشه 

میشه بیشتر توضیح بدی .من درموردشون به همسرم بد خانوادشو نمیگم .فقط رابطمو با خانوادش که خیلی سمین کم ...

سمی تر از خانواده همسرم من که نیستن

برای خونه خودم به سلیقه خودشون موکت گرفتن 

یا اینکه رو جهیزیه من ایراد گذاشتن نیش و کنایه زدن 

و از دختراش تعریف کردن 

که برای اونا جهیزیشون کامل تر بود 

اولا بهم بر میخورد تو قیافه میرفتم 

حتی یکبار بحث و دعوا شد 

فهمیدم زندگیم مهم تره 

خانواده برای شوهرم خیلی مهم تره 

خوب اومدم یک سری تغیرات ایجاد کردم ازشون متنفزم ولی جلوی شوهرم ی جور دیگم 

وقتی ی وقتایی مجبورم برم خونشون ی جوری میپیچونم دست به ظرف شستن نمیزنم ولی تظاهر به کمک میکنم تو اشپزخونه 

یا مثلا میزارم اونا جلو شوهرم بهم حرف بزنن حرف نمیرنم حتی نادیده میگیرم  اونا دو بار  تکرار میکنن به طوری که الان شوهرم جوابشونو میده 

حساس نشو  ی سری چیزا رو کنترل کن 

من زیر خونه اینام 

شاید شوهرم هر چند شب در میون بره بالا 

ولی من فقط هفته ای یکبار میرم خونشون 

مثلا کارامو میزارم برای شب جلو شوهرم که ببینه من چقد زحمت میکشم 

مثلا میگه که نه ما کار داریم شام نمیریم بالا  به مادرش میگه 


میشه بیشتر توضیح بدی .من درموردشون به همسرم بد خانوادشو نمیگم .فقط رابطمو با خانوادش که خیلی سمین کم ...

مثلا اینا شاید بزای لج تو از هم زیاد تشکر کنن بابت یک غذای مزخرف 

یا مثلا پسرشو هی بوس کنه 

وقتی بحث ابراز محبتشون‌میشه من تلویزیون نگاه میکنم یا گوشیم میگیرم به خانوادم زنگ میزنم 

میخوای لجشون بیشتر در بیاد برو دستشویی اینقد لجشون میگیره 

کمتر بشنو و کمتر تعریف کن حرف بزن 

از خرید هات راستشو نگو 

جواب پرت بده 

بگو تمیدونم مثلا اسم شوهرتو بگو حساب کرده 

بابت خونه 

فعلا دست نگهدار  اگه خونتون خوبه بزار مسکن ملی بگیره و پاتو توش نزار 

خانوم بودنتپ ثابت کن تا زمانی که خونه ر‌ عوض کنی 

من ماشین شوهرم  به اسم مادر شوهرم بود 

ولی با سیاست ماشین رو عوض کردم و به اسم شوهرم خورد 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز