بچه ها من نزدیک سه ساله با یکی به قصد ازدواج تو رابطه ام و خانواده ها در جریانن چون بابام راضی نیست هنوز خواستگاری رسمی نیومدن
از شهر ما تا شهر اونا تقریبا یک ساعت فاصله ست درسته شهر ما کوچیکه و وقتی میاد با استرس همو می بینیم و میترسیم کسی ببینه ولی من انتظار دارم بیشتر بیاد پیشم
من شهر اونا دانشجو ام و خوابگاه می مونم تقریبا همو می بینیم
ولی چند ماه تابستون فقط چهار بار اومد پیشم یا این دو سه هفته که خونه ام فقط یه بار اومد چرا دلش برام تنگ نمیشه؟
خودم دلم نمیخواد بهش بگم بیا دوست دارم خودش بیاد
قبلا میگفت بیام میگفتم نه نمیشه بقیه می بینن ولی الان وقتی میگم دلم تنگ شده فقط یه تعارف کوچیک میکنه میگه بیام دیگه چیزی نمیگه
امروز بهش گفتم تو الکی میگی دلم برات تنگ شده چون تو عمل برعکسی
حتی نامزدای بقیه رو زدم سرش و گفتم اونا به خاطر خانومشون مرخصی می گیرن یا چند ساعت راه میرن دیدنشون تو دوسم نداری