سلام بر تو مادر عزیز،مادری که خدا خیلی به تو لطف کرده که مادر شدی و فرزند داری. دختر یا پسر بودنش و تعدادشان مهم نیست مهم این است که تو مادری ... و می توانی بزرگ شدن فرزندانت را ببینی آنها را ببوسی آنها را لمس کنی با آنها به پارک بروی ...... و هر وقت دلت گرفت سر آنها داد بزنی پس قدر نعمت هایی که خدا به تو داده را بدان خیلی راحت به دست نیامده پس یکبار دیگر با دقت فرزندانت را نگاه کن آنها را ببوس و از این به بعد بیشتر به آنها توجه کندختر یا پسر بودنشان مهم نیست مهم این است که هستندپس خدا را شکر کن
تیکر تولد یک سالگی .....من فرزندم را به بی بدیل ترین حالت ممکن دوست دارم..آنگاه که نومیدی بر جانت پنجه افکنده و رها نمیشوی، به من امیدوار باش_ زمر/53
اميدوارم اين انتظار انقدر طولاني نشه و هممون مامان بشيم
هنوز مادر نشدم، اما میدانم که خیلی دلم برای کودک نداشته ام تنگ شده.دلم لک زده برای کودکی که جای خالی اش تنها دغدغه زندگی ام شده.دلبندم هنوز ملاقاتت باخدا تمام نشد! تمام گفته ها و ناگفته ها را تحمل کردم تا روزی تورا در آغوش بگیرم.بیا که دیگر تاب نگاه های سنگین جماعت را ندارم! بیا و در مقابل دیدگان پدرت سرافرازم کن.راستش را بخواهی از روی پدرت هم خجالت ميكشم. عزیزم، اینجا برای داشتنت دست به هر کاری زدم، هزار درد را متحمل شدم.من خودم را همین حالا مادر می دانم برای داشتنت از یک مادر واقعی هم بیش تر سختي کشیدم، بی منت!!! اما هیچکس مرا مادر خطاب نمی کند،می دانی تا تو را نداشته باشم هیچکس مرا مادر به حساب نمی آورد.عزیزترین آرزو هایم،بیا و رویا هایم را سر و سامان بده
مادران عزیز در کنار شمادر همسایگی و اقوام شما بانوانی هستند که مادر نشده اند.مبادا با حرفهایتان ،کنایه و طعنه هایتان دل آنها را بشکنی،به خدا آنها مقصر نیستند خدا نخواسته،مادر شدن یا نشدن همه دست خداست پس چرا گاهی وقتها با غرور از کنار این زنان می گذری یا صحبت می کنی...می دانستی تعریف خاطرات بارداریت،وضع حملت و دوران شیردهیت برای آنها خیلی زجرآور است و فقط برگلوی آنها بغضی می نشانی و حسرتی و ... تنهاییدر صحبت هایتان دقت کنید و آنها را درک کنید...
تیکر تولد یک سالگی .....من فرزندم را به بی بدیل ترین حالت ممکن دوست دارم..آنگاه که نومیدی بر جانت پنجه افکنده و رها نمیشوی، به من امیدوار باش_ زمر/53
انشالله هرچه سریعتر به خواستهت برسی عزیزم فقط یه سوال: آیا انتظار انقد سخته؟ من نمیتونم درک کنم آ ...
وقتي هرماه كلي دارو مصرف ميكني و سونو ميري و خرج ميكني همش منتظر روز موعد پريودت هستي هي ميري دستشويي خودتو چك ميكني هي به دردا توجه ميكني هي الكي اميدوار ميشي گاهي حتي بي بي ميزني حتي اگر منفي بشه ته دلت نااميد ميشي اما باز ميگي حالا صبر كنم ببينم ميشم يانه امان از اون روزي كه متوجه ميشي پريود شدي و دوباره بايد همون روزاي تكراري رو تكرار كني هي تكرار هي تكرار😔
كاش خيلي ها بدونن با يه دعاي رياكارانه اونم وسط جمع چقدر باعث عذابمون ميشن كاش دهن مباركشون رو ببندن و راحتمون بذارن اينطوري خيلي عزيزترند كاش ميفهميدن اگه اونها نگن هم خودمون عقلمون ميرسه كه دنبال درمان باشيم
هنوز مادر نشدم، اما میدانم که خیلی دلم برای کودک نداشته ام تنگ شده.دلم لک زده برای کودکی که جای خالی اش تنها دغدغه زندگی ام شده.دلبندم هنوز ملاقاتت باخدا تمام نشد! تمام گفته ها و ناگفته ها را تحمل کردم تا روزی تورا در آغوش بگیرم.بیا که دیگر تاب نگاه های سنگین جماعت را ندارم! بیا و در مقابل دیدگان پدرت سرافرازم کن.راستش را بخواهی از روی پدرت هم خجالت ميكشم. عزیزم، اینجا برای داشتنت دست به هر کاری زدم، هزار درد را متحمل شدم.من خودم را همین حالا مادر می دانم برای داشتنت از یک مادر واقعی هم بیش تر سختي کشیدم، بی منت!!! اما هیچکس مرا مادر خطاب نمی کند،می دانی تا تو را نداشته باشم هیچکس مرا مادر به حساب نمی آورد.عزیزترین آرزو هایم،بیا و رویا هایم را سر و سامان بده