توروخدا یکی برای تعبیرش کنه
خواب دیدم محرم بود شبم بود برای عزاداری رفته بودم دسته و اینا
داشتم از کسی که دوسش دارم حرف میزدم یهو جلوم ظاهر شد با چاقو
خیلیی عصبی بود برگشت گفت چرا درمورد گذشتم حرف زدی و دروغ گفتی که من عاشق کسی بودم من درگیر دوستام بودم به خاطر اونا ضربه دیدم
یهو شروع کرد به چاقو زدن و حمله کردن منم داشتم میدویدم فرار میکردم
سعی داشتم براش توضیح بدم خیلیم گریه میکردم و پریشون بودم
یه چاقو زد به دست چپم
یکی زد به پهلو یکی هم عمیق زد به صورتم💔