من از صبح سرکار بودم تعطیل نشد تهران
بعد رفتم بیمارستان پیش دوستم منم حالا ی دقیقه تو مترو نشستم بخاطر اینکه کسی نبود حرف بزنم اومدم اینجا! تاپیکی که زدم درمورد ساینا و تایلر فقط ی بهونه و موضوع بود بخاطر اینکه با بقیه حرف بزنم
حتما باید بیایم درمورد بدبختی بنویسیم اینجا که ترحم بخریم؟ منم می دونم گرونی هشت مشکلات دیگه هست ولی تایپک دربارش بزنم اول اینکه می بندن بعدش بیشتر از این نمی خوام اعصاب کسی خورد شه
حالا اومدن میگن بی دغدغه.. من یاد خواهر خودم افتادم که سقط کرده بود از اول تا اخر کنارش بودم می دونم چقدر سخته من اصلا به دروغ واقعیتش کار نداشتم گفتم هر کی بچه می خواد خدا بهش میده نیاز به این همه جبهه نیست