مرتیکه اشغال ی عذر خواهی نکرد ببشرف الانم سرد در حد اینکه چیزی خونه بخواد باش حرف میزنم اون مشخصه میخواد اشتی کنه ولی منتظره من حرف بزنم مث همیشه میدونم خودمو سبککرده بودم نروخدا سرزنشم نکنید میدونم ولی اینبار مث ظرفیکه پرشده بودم اصلا دوس ندارم تو روشم نگا کنم اشغالوواصلا پیش قدم نمیشم و جامم جدا کردم و ببشتر خونه مامانمم بنظرتون چیکار کنم کنم؟
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
اهل حرف زدن نیست میدیدم شعور حرف زدن داره حرف میزدم
گاهی لازمه. خوب کردی همین فرمونو ادامه بده
"برای اینکه مردم در خط نگهداشته شوند، آنها باید گرسنه، نیازمند، بیسواد، و خرافی نگهداشته شوند. اگر فرزند بقال باسواد شود، او نهتنها به سخنرانی من انتقاد خواهد کرد، بلکه واژههای بدیعی را نیز بکار میبرد که نه شما و نه من نمیتوانیم آن را بفهمیم … چه اتفاقی میافتد اگر کودک علوفهفروش باهوش و توانا باشد و کودک من، ...،تنبل و احمق باشد؟"