آبجی های گلم.ب والله به این وقت اذان نخواستم هیچ کدومتون رو برنجونم اما حضورم باعث شد یک عده بهم تهمت های بدی بزنن تو خصوصی.منم بدون کلامی رفتم.اگر کسی رو رنجوندم حلالم کنید
عزیزم تا اینجاش که برخورد شما کاملا از روی منطق و تعقل بوده.هیچ خطایی از جانب شما و خانوادت سر نزده ازین به بعدشم همینطور عاقلانه و محترمانه پیش برید مابقی مسایلو بسپارید دست خدا...والا آدم میمونه چی بگه.بیشتر به نظر میاد چشم خورده باشید یا یه امتحان الهی باشه.. خیلی از کار خدا نمیشه سر دراورد
سلام بوژان جان ایشالا که همیشه به مرادت بشه عزیزم.ناراحت شدم که انقدر به هم ریختی.خودتو نباز اینو بدون که تو و اعصابت از همه چیز مهمترین.درسته که ناراحتی واقعا بهت حق میدم ولی نزار تمام وقت روزتو فکرتو بگیرن.هر جور شده سر خودتو گرم کن.تو دلت بگو برن به درک زندگی شخص من ماله خودمه حتی از شوهرمم جداست.وقتتو پر کن.کار خونه.کتاب.فیلم.ورزش نمیدونم هر چی علاقه داری
سلام بوژان جان ایشالا که همیشه به مرادت بشه عزیزم.ناراحت شدم که انقدر به هم ریختی.خودتو نباز اینو بد ...
زنده باشی آبجی.الهی خیر سر راه خودت بیاد عزیزم.یه چیزایی دست خودم آدم نیست.میگم برم باشگاه ولی نمیدونم چرا نمیتونم فعلا مجله جدول حل میکنم اونم انقدر ذهنم درگیره ک فقط چشمش به صفحه س.بعضی وقت ها آدم ها یه جوری خودشون رو بهت نشون میدن که همه وجودت میره تو کما.نمیدونم چقدر قراره بگذره تا حالم خوب بشه ولی قطعا دیگه نمیتونم مثل قبل با شوهرم صادق و مهربون باشم چون اون تو شهر غریب حامی من نشد و چسبید به حرف های مادرش
عزیزم میتونی بری بیرون. حتی تماشای بازار و مردم یکم حالتو بهتر میکنه. البته اگه شوهرت بهت مشکوک نمیشه. وقتی سر کاره برو جاهای دیدنی همدان قدم بزن. امیدوارم حال دلت بهتر بشه 💖