امروز رفتیم کافی شاپ داداشم
مامانم و بابام و خودم خواهرمم نیومد خونه موند
دوست داداشم اونجا بود
بابام گفت چایی بیار آورد خوردن با دوست داداشم و بابام
از مامانم بابام پرسید میخوری ؟گفت نه
منم یه میز دیگه بودم از من نه پرسید نه چیزی
تا آخر منتظر بودم برای منم چایی بیاره یا بپرسه
خیلی دلم شکست اومدم خونه کلی گریه کردم
رفتم حموم دوباره گریه کردم 🥲
خیلی دلم شکسته