من افتادم توی یه چاهِ پنج متری و تو،،،یه طناب سه متری برام انداختی پایین....بگم نیستی، دروغ گفتم...بگم هستی، خیلی کمه): برایت نوشته بودم که از وضع موجود به ستوه آمدهام و در فکر نجات دادن خود هستم؛ زمان زیادی گذشت، اما حقیقت این است که مفهوم «نجات» حتی نزدیک هم نشد به این امپراطوری خاکستر و ویرانی. یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن `خر` ...با غم و اندوه و بغض اومده خونه.. مامانش گفته عب نداره کیفت رو برات با صابون تمیز میکنیم..گفته کیف رو ول کن من خرم؟؟من که اینقدر با همه مهربونم): حکایت مواجهه من با آدمهاییه که یهو ازشون عجیبترین بیمهریها رو میبینم...
احترام، احترام میاره اگه جوابت رو ندادم به شعور و عقل نداشتت یه نگاهی بنداز👄🩷زندگی سخته ولی خوشحال باش یه پان(پانترک، پانلر، پانکرد، پانعرب، پان بلوچ و خلاصه از این دسته حیوانات) مجازی خر نیستی که دروغ میگه و خودش باور میکنه بقیم خرم فرض میکنه( انواع تجزیه طلب)🤡🚮 این یه روزه بده نه یک زندگی بد، اینا خیلی باهم فرق دارن❄️✨️گاهی دونفر باید کمی از هم فاصله بگیرن تا بفهمند چقدر نیازمند برگشتن به هم هستند💗