خانوما من سه سال عقد و چهار ماه زندگی مشترک داشتم و خیلی دعوا و دلخوری داشتیم دخالت خونوادش دهن بینی خودش سر همه چی قهر های طولانی داشتیم به زور و دعوا یه عروسی گرفتیم کلا خرج کردن براش سخت بود روزای خیلی سختی رو تجربه کردم سال پیش تولدم بود نامزد بودم دست خالی اومد تولدم سالهای قبل هم نهایتش دویست هزار تومن روز زن یا تولد کادو میداد درحالیکه میتونست یه کادوی مناسب بخره بی پول نیست تو نامزدی باید من زنگ میزدم و پیگیرش میشدم وظیفه من بود ، بعد عروسی هم باکره موندم و رابطه ای نداشتیم کلا به نیازای من توجهی نداشت تو رابطه در حالیکه من اونطور نبودم براش تو نامزدی و چیزی به نام تحریک شدن یا ارض... شدن رو تجربه نکردم و شب عروسی هم بدلیل عدم معاشقه و پیشنوازی رابطه ای صورت نگرفت الان هفت ماهه خونه پدرمم واسه طلاق تو این مدت دنبالم نیومده یا واسطه ای نفرستادن چن ماه پیش گفتم کفشام خراب شدن رفت کفشای کهنه برادرش رو آورد از خونه مادرش تو حموم شست و گفت ایناروبپوش تا این حد بود الان از تنهایی بعد طلاق میترسم میدونم زندگیم ارزشی نداشت خیلی خوردم کرده بود نه محبت نه علاقه ولی بازم حس و حالم نسبت به طلاق یه جوریه وضعیت مالی خونوادم خیلی خوبه و حامیم هستن خودمم تحصیلکرده ارشد حقوقم و بیست و هشت سالمه خیلیا میگن مشاور ای کاش میرفتین ولی نمیرفت و بازم نمیره کلا اعتقادی به اینجور چیزا نداره نصیحتم کنین از این دو دلی و حس و حال دربیام
از زمان نامزدی میدونستم از اوایل ولی به امید بهتر. شدن اوضاع ادامه دادم ولی نشد
عزیزم توی کدام مرحله طلاقی ؟ برای کارهای طلاق اومد؟ درسته طلاق سخته ..اما این آقا اصلا جفت شما و همسرتان نبوده ....بعدا می فهمی که چه کار خوبی کردی که طلاق گرفتی..
عزیزم توی کدام مرحله طلاقی ؟ برای کارهای طلاق اومد؟ درسته طلاق سخته ..اما این آقا اصلا جفت شما و هم ...
هفت بهمن اولین دادگاه مهریه تشکیل شد ولی نیومد رای غیابی صادر شد ، تو یکی دوروز آینده هم میرم دادخواست طلاق میدم ، نه نبود ازهر لحاظ باهم تفاوت داشتیم