ی تایمی بود خیلی رفتارا عجیبی داشت کسی پیشم نبودحال و احوالش صمیمی تر بود اما وقتی خانوادم پیشم باشن اصلا نگاهمم نمیکنه چه برسه به سلام کردن از ی طرف منو تو خیابون بیینه زل میزنه تو چشام
مامانشم ی تایمی هی فقط واسه ما چیز میز میاره دم خونمون از ی طرف هم خواستیم خونمون رو بفروشیم غیر مستقیم گفت نرید
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.