درسته ممنونم
میدونید من بهش همه کار میکردممممم یعنی میگفتم تو لب تر کن
اگه 1000 کیلومتر باهام فاصله میداشت زنگ میزد خودتو برسون مریض شدم میرفتم هر قیمتی بود با هواپیما میرفتم پیشش
هرچی میگفت میگفتم چشم
اینا منت نیستا فقط دوستش داشتم همین چیز زیادی هم ازش نمیخواستم فقط میخواستم درکم کنه ک دوستش دارم گیر میدم بهش
بخدا گفتم تو اصلا نیازی هم نیست خونه غذا درست کنی خسته کنی خودم خیلی وقتا درست میکنم
حوصله نداشتم میام بیرون میگیرم
بهش گفتم تو دانشگاه رفتی مبادا دریغ کنی بهم نگی بیام ببرمت خسته میشی از صبح تا شب میری دانشگاه
بخدا من زمانی ک حوصله خودمو نداشتم تلاش میکردم حال اونو خوب کنم
منکه ب هیچ چی نیاز ندارم هیچگونه مشکل مالی هم ندارم ب کمک خدا تونستم خودمو از صفر ب جای بهتری برسونم حتی هیچکس حمایتم نکرد تنها بودم با دوستم
بهم گفت حسین من خونه بزرگ دوست دارما
گفتم ماشینمو بفروشم خونه بزرگ بخرم ماشینم مدل بالا بود
فروختم رفتم چندجا دیدم بزرگ بودن ها اما قدیمی بودن گفتم چرا بیارمش خونه قدیمی
رفتم با یه فردی ک کار بساز و بفروش بود صحبت کردم گفتم من میدم تو بساز 4 طبقه بساز ی طبقه اش مال تو
هرچی در آوردم ریختم اون خونه تا براش بهترین خونه رو بسازم با این حساب از لباس خودم زدم از تفریح خودم زدم تا اون خونه رو پولشو برسونم ولی همیشه حواسم بود تو هدیه ها بهش کم نیارم
من بهش هدیه های ویژه ای گذاشته بودم واس تولدش چون میدونستم چقدر روز تولدش اسیب دیده میخواستم ی حس دیگه بهش القا بدم ولی نفهمید