2777
2789
عنوان

خاطره شب عقد

107222 بازدید | 52 پست

منم خیلی شب عقد استرس داشتم رفتیم محضر عقد کردیم بعد رفتیم آتلیه که شوهرم شنل مو برداشت و لباسم باز بود قرمز شدم عکاس هم فهمید و کلی ژست های .... بهمون دادن که من مثل لبو شده بودم بعدش اومدیم بهم گفت من شب خونتان بمونم گفتم نه . خلاصه جشن تموم شد و مادرشوهرم گفت داماد اینجا بمونه خواهرم پرید وسط که آره حتما بمونه اینم موند خلاصه تا صبح من منقبض کنارش دراز کشیدم اون طفلک هم حتی کمربندش باز نکرد و با همون لباسای جشن خوابید تا صبح انقد دست منو محکم گرفته بود خون از جریان افتاده بود شب بعدش رفتیم بیرون بعد گفت بیام امشب خونتان منم گفتم الان برو .بهت پیام میدم بیای رفتن همانا و پیام دادن من همانا .آخر شب پیام داد خیلی منتظر بودم حیف شد دور ماندیم از هم ... منم خندیدم و خوابیدم هنوز از یادآوری ش میخندیم و میگه خیلی نامردی کلی منتظر بودم چشمم به گوشی خشک شد ...یادش بخیر😉😉😉😉

 ای آنکه دوست دارمت اما ندارمت   جایت همیشه در دل من درد می کند 💔    

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

خخخ چه خجالتی! من تاپیک بزنم خاطره شب عقدمو همه بلاکم میکنن 😅

کاربری خودم نیس ، تاپیک های قبل تاریخ فروردین ۴۰۲ گردن نمیگیرم 🤣  😂 کاربری خودم پریده بیرون هرکاری کردم رمزش بازیابی نشد ، این مال دوستمه دیگه لازم نداشت😘

من و شوهرم نصف شب بعد از تالار انقد گشنمون بود نون و پنیر خوردیم حالا انقد خونمونم شلوغ بود که خدا میدونه از شهرستان مهمون اومده بود خواب بودن تا صبش خندیدیم یادش بخیر

واه چه روویی شب اول عقد زودی رفتین کنار هم خوابیدین

بعد صب از خواب پا شدی قیافت جلو خانوادت دیدنیه

من که الفراررررررر رفتم خونمون

دوست دارم مادر باشم.فرزندم الهی که به حق سمنوی فاطمه بر من نازل شوی..روی چشمانم بزرگت میکنم..فقط نامدار باش و پرافتخار..خداوندا بگذر از گناهانی که مانع از مادر شدن من میشود..خداوندا میخام همه ی عمرم مادر باشم..امیدم را ناامید مکن..یا ارحم الراحمین..ع

یه پیژامه حداقل میدادین بهش خب 😂😂😂

چطور ازدواج کردین انقد خجالتی 😮

آدمها فکر می‌کنند اگر یک بار دیگر متولد شوند، جور دیگری زندگی می‌کنند؛ شاد و خوشبخت و کم اشتباه خواهند بود. فکر می‌کنند می‌توانند همه چیز را از نو بسازند، محکم و بی نقص!   اما حقیقت ندارد..    اگر ما جسارت طور دیگری زندگی کردن را داشتیم، اگر قدرت تغییر کردن را داشتیم، اگر آدمِ ساختن بودیم، از همین جای زندگی مان به بعد را می‌ساختیم!   "آنتوان دوسنت اگزوپری"

چه خجالتی بودین هر دو اخی نازی 

مادرت اینا چرا گفتن شب کنار هم بخوابین خوب میذاشتن چند روز بگذره با هم اخت بشید :))

وصف رخساره خورشید ز خفاش مپرس  دوست عزیز لطفا متن امضاء من رو بخونید نی نی سایتی گرامی لطفا اگر با کامنتهای من مخالفتی داشتید احساستون رو کنترل کنید و من رو ریپلای نکنید مگر اینکه مستقیما شما رو مخاطب قرار داده باشم یا استارتر تاپیکی باشید که توش پست گذاشتم ، من مایل نیستم هیچ بحث و تبادل نظری با مخالفانم داشته باشم مگر اینکه خودم اعلام آمادگی کنم پس خودتون رو خسته نکنید و با اجتناب از هر بحث بیهوده ای در حق اعصاب و شخصیت من و خودتون لطف بزرگی بفرمایید
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2838
2834
2835
2108