2821
2789
عنوان

مشاعره

81 بازدید | 20 پست

بیاید

چه‌ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم


مگر دشمن کند این‌ها که من با جان خود کردم




از غم ناگفته در جوانی صدسالم شده گرچه خنده به لب دارم غصه ام بی انتهاست

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

میازار موری که دانه کش است،که جان دارد و جان شیرین خوش است😂😂

ترکیب پیاله‌ای که در هم پیوست


بشکستن آن روا نمی‌دارد مست



از غم ناگفته در جوانی صدسالم شده گرچه خنده به لب دارم غصه ام بی انتهاست

من و انکار شراب این چه حکایت باشدغالبا این قدرم عقل و کفایت باشد

دی بنواخت یار من بنده غم رسیده را


داد ز خویش چاشنی جان ستم چشیده را



از غم ناگفته در جوانی صدسالم شده گرچه خنده به لب دارم غصه ام بی انتهاست

توانا بود هرکه دانا بودز دانش دل پیر برنا بود

در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم


کاین چنین رفته‌ست در عهد ازل تقدیر ما



از غم ناگفته در جوانی صدسالم شده گرچه خنده به لب دارم غصه ام بی انتهاست

آنکه رخسار تو را رنگ گل و نسرین دادصبر و آرام تواند به من مسکین داد

دیدار تو حل مشکلات است


صبر از تو خلاف ممکنات است



از غم ناگفته در جوانی صدسالم شده گرچه خنده به لب دارم غصه ام بی انتهاست

2824
2823
2791
2779
2792