2821
2789
عنوان

چه جوری

85 بازدید | 8 پست

آخه چه جوری دلش اومد به من بی احترامی کنه من چیکار کرده بودم که لایق اون حرفا باشم







لعنت بهت 

تو تنها آدمی هستی که یک ثانیه هم نمی‌خوام ببینمت 




من کاری نداشتم بهت که،،،


خاک بر سرش

دیروز رفتیم لوکیشن سریال تاسیان...همون جایی که شیرین و امیر نشسته بودن...دیروز مثل همه ی روزهای قبلی کسل بودم...اگه هم رفتم بعنوان خدافظی با سعیده بود که چند روز دیگه از رشت برمیگرده به دانشگاهشون...اون دو نفر رفتن از هم عکس بگیرن...اون قدر رفتن که دیگه نمیدیدمشون...دراز کشیده بودم روی پارچه بدون گوشی(آنتن نداره اونجا)...صدای سوختن چوب و بوی آتیش میومد و صدای پرنده ها...هوا خوب بود...نه سرد نه گرم...زیر سایه ی درخت دراز کشیده بودم و دوتا سگ که با غذاهایی که بهشون داده بودم حسابی نمک گیرشون کرده بودم و از کنارم جم نمیخوردن دو طرف دراز کشیده بودن...آفتاب،چایی،تنهایی،بوی سوختن چوب،منظره ی آب و اسب روبه روم،صدای پرنده ها...فقط تو نبودی...کاش تو هم بودی...کاش هیشکی نبود ولی تو بودی...کاش هیشکی نباشه ولی تو باشی...کاش جای همه تو باشی،علاوه بر اینکه همیشه توی قلبمی کاش حضور فیزیکیت رو هم همیشه کنار خودم داشتم...💙

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

2825
2823
2791
2779
2792