من که سر حرف وایستادم دو سال نیستی دو سال من از شهر دورم گفتی جدا شیم فلان میشه دیدی چیزی نشد اولش یکم سخت بود ولی اونی که بعد ۲ سال هنوز یادت هست هنوز عکس نگاه میکنه هنوز وقتی یادت میفته لب خند میزنه من هستم اونی که گفت بری میزارم میرم من بودم
تا چند ماه پیش میگفتم برگردی بر میگردم
ولی الان نه بر گردی دیگه فایده نداره
خیلی داغون شدم
من والدینم رو تو این دو سال کلا گذاشتم کنار این عشق چی هست هنوز دارم با تو دست پنجه نرم میکنم
دلم تنگ شده برات ولی ته دلمم شوق برای دیدنت ندارم
و این خود دیوانگی ....😢