خانواده اش با رفتار و حرفاشون اذیتم میکنن بهش میکنم طرفداری شون میکنه من فقط برام کافیه بگه تو نشنیده بگیر همین.ولی طرفداری میکنه میگه تو اشتباه میکنی اونا خوبن در حدی که بحثمون میشه.در حالی که من فقط می خواستم شوهرم ناراحتی که خانواده اش باعثش بودن و از بین ببره اون بدترش میکنه به خودش و خانواده اش فحش میدم میگم نمی خوام نه تو رو نه خانواده ات و.ولی نمیره هم خدا رو میخواد هم خرما رو.من اصلا نمی خوام به خاطر من از خانواده اش بگذره فقط میخوام حرف من و بشنوه ناراحتیم و برطرف کنه.به خاطر خانواده اش من میزنه به حدی که جای سالم تو تنم نیست.
مادرش یه عفریته است می دونه از چیا ناراحت میشم همونا رو بارها تکرار میکنه.خیلی سختی ها رو تحمل کردم تو این چند سال.ولی نمی تونم حرفای خانواده اش و برخورد اون به خاطر خانواده اش و تحمل کنم.هر دفعه موبایلم و میگیره در و قفل میکنه من و میزنه به قصد کشت.این آدم درست میشه وقتی میگه آخرین بار بود؟
من مقصرم یا اون یا خانواده اش؟بگین چیکار کنم؟خسته شدم