سلام دوستان من یه مادر شوهر حسود دارم چکار کنم وقتی خونمون رو میساختیم هرروز دعوا راه مینداخت و تکه و کنایه هاش شروع میشد فک کن سه زارین کرده بودم هر روز می ادمد میگفت بلند شو راه برو این دور و زمون همه چی خوب شده پوشک اماده میذارن زیر بچشون سزارین میکنن دیگه درد نکشن مشکل من اینجاست که وقتی چیزی میخریم یا یه تغییر تو زندگیمون ایجاد میشه شوهرم سنگین میشه باهم و دعوا میکنیم دست روم بلند میکنه میدونم علتش اونه اگه ده روز بشه نرم خونشون اذیتم میکنن تا الان خیلی زجر کشیدم نمیدونم چکار کنم باهاشون هم همسایه هستیم زیر نظرمون دارن خانواده من رو حسادت میکنن خسته شدم عقده کردم شوهرم رو دیگه نمیخوام ولی ترس دارم از اینکه شوهرم ازم دور بشه یا من تحویلش نگیرم بره به سمت خیانت ای کاش مجردی برمیگشت بیشتر دقت میکردم