درود
من یه یک هفته ای میشه رفتم سر کار جدیدم یه پسره هست همکاریم توی همون رده شغلی و اینا کلا کارو اون یادم داد منم مثل جوجه اردک دنبال مامانش همش دنبالش بودم واسه همین یکم رفیق یا دوست طور شدیم نمیدانم اسمشو چی میزارن
ایشون خیلی خوب رفتار میکرد از کلمهایی مثل عزیزم یا کیوت و تعریف استفاده میکرد یک بارم شوخی شوخی بلک لیست تلگراممو چک کرد و گفت میخواستم یه چیزی چک کنم
امروز یکی اومد سر کار ما اینا تنها بودن من کار داشتم با این اقا رفتم پیششون و انگار همو بوسیدن منم خیلی عادی انگار چیزی نشده برگشتم و خیلی عصبی بودم چون هیچکاری بلد نبودمو اونم رفته بود وقتی طرف رفت اومد گفت فکر کنم اشتباه متوجه شدی گفتم چیو هیچی نگفت منم رفتم پی کارم بعد چند دقیقه امده میگه اون دوستمه اصلا طرف ترنسه اشتباه متوجه شدی منم گفتم چیو گفت بغلش کردم فقط چیز فراتری نبوده بعد گفت چرا چصی عصبی گفتم کار ریخته سرم برای همینه بعد اومد گفت ما همکاریم شاید یه چیزی کمتر از همکار گفتم درست میگی و اینا یجوری که انگار حسی بهش ندارم بعدش اون ناراحتوار زودم رفت خونه الان این فازش چیست