2777
2789
عنوان

تجربه طلاق

178 بازدید | 19 پست

اصلا گیجم همش میگم کاش درست میشد ولی میدونم درست بشو نیست همش دلم میخواد تغییرش بدم اما میدونم نمیشه 


قلبم داره آتیش میگیره. همش دلم میخواد در آینده بتونم باز باهاش زندگی کنم 

البته الانم به بهونه بچه زنگ میزنه منم باهاش حرف میزنم و انگار الان دو تا دوستیم ولی تو زندگی نمیتونستم هرروز چالش ایجاد میکرد

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

بچه دارید کاش بیشتر فکر میکردی

خیلی فکر کردم اما اون همش گند زد البته انقدر خانواده م گفتن از دستش غذا نخور ممکنه تورو مسموم کنه بکشه خونه ت رو بالا بکشه یا .... با ی علاقه ای یکبار غذا درست کرد برام نخوردم از ترس آن حرف یا الان میگه بیا باهم بریم خرید برای بچه  تو ذهنم میگم وای اگر بهم آسیب بزنه چی

اگه به نظر خودت کارت درست و منطقی بوده بچسب به زندگی جدید.دلیل ندارع بری بیرون

اره اما حتی پدرم گفت بچه رم خواست ببینه یا وسایل بیاره بذار خودم انجام میدم اما من میرم باز می بینمش دلم میخواد انگار فقط ببینمش

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز