واقعا تمام نعیارای منو داشت پزشک بود چشاش رنگی بود قدش بلند بود توجه و محبت زیادی داشت برای هر مناسبت کادو و...
ولی یه دفعه ای من مجبور شدم برم شهر دیگه به خاطر دانشگاهم البته میدونست شرایطمو اخرین دیدارمون بی اجازه به سی.نه من دست زد منم جیییغ زدم که این چه کاریه و.. از اونوقت سردشد که تو چرا خشن شدی سر من جیغ زدی و... ۱۵ روز بعد این که رفتم شهری که دانشگاهم هست از بس سرد و بی محبت شده بود خودم بلاکش کردم و پیامارو دو طرفه پاک کردم اونم از حق نگذریم هیچ تلاشی نکرد که برگرده و همه چی تموم
حالا امروز فهمیدم که رل زده با یه دختره همکار خودش من داروسازی میخونم ...
انقدر حالم خرابه با احساساتم بازی کرد و رفت حالا با یکی دیگه خوشحاله تمام معیارای منو داشت خیای میخواستمش
حیف...