بچگیام تو کوچه بازی کردنام
وسطی..هفتسنگ..تبرک..قلعه بازی..فوتبال..دچرخه بازی
دلم تنگه برای عیدای اون موقع ها لباس نو میخریدیم نمیپوشیدیم تا روز عید
دلم تنگه برای ماه رمضونا بزور ازخواب بلند میشدیم برای سحری
موقع افطار لقمه به دست منتظر اذان بودیم
دلم تنگه برای محرم های اون موقع ها چقد هیت میومد از کوچمون رد میشد همیشه پیکنیک و اسپند اماد مامانم میذاشت
جلو هیت دود میکرد
چقد دلم تنگه برای دوران مدرسه مخصوصن راهنمایی خیلی قشنگه دوران عشقو عاشقی نوجوانی یادش بخیر
دلم تنگ برای صبح روزای جمعه خونمون انگار وسط استادیوم ازادی از خواب پامیشدم اول صبح چقد حرف میزدن خانوادم
دلم تنگ برای دخترعموهام دختر خاله هام بر دورانی ک مجرد بودیمچقد جمع میشدیم خونه همدیگه و میگفتیمو میخندیدیم
دلم تنگ شده برای اهنگای اون دوران هم اتاقی هم اتاقی برس به دادم .....
دلم تنگ برای سریال های اونموقع ک با خانواده میدیدم
خط قرمز عاشقش بودم رو شهرام حقیقت دوست کراش زده بودم
دلم تنگ برای محلمون اون وقتایی ک همه خونه ها یه طبقه بود یا نهایت دو طبقه هر کی سه طبقه و نما سنگ بود میگفتیم چقد پولدارن
برای بشکه های نفت دلم تنگه اون زمان هرکسی ک عاشق بود اول اسم کسی ک دوسش داشت روش مینوشت
تو پشت بوم ها رو تانکر هم مینوشتن اسم طرف
همچی ساده و بی ریا بود
تو دلت برای چی تنگ بنویس برام