2777
2789
عنوان

قلبم میسوزه

120 بازدید | 21 پست

شوهرم یه حرفی زده بهم که صد بار آرزو میکردم کاش خیانت می‌کرد ولی اون حرفو نمیزد. از درون خالی شدم مچاله شدم . پر از دست آورد بودم برای زندگیمون در حالی که اون به لطف خدا با هل دادنای من فقط کارش جور شد. 8 سال زحمت کشیدم برای زندگیم اما با رفتاراش و در نهایت این حرفش همرو به باد داد.

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

من خیلی زحمت خودش و خانوادشون میکشیدم خانواده خوبی داشت منم سعی می‌کردم برای همشون از جونم مایه بزارم 

 یه چند بار درباره برادرش یه حرفایی زد من گفتم باشه سعی میکنم مثلا فلان حرفو نزنم پیش برادرت 

اون روز گفت تو این همه  اش میپزی میبری خونه پدرم حلوا فلان  برای برادرم منظور خاصی داری؟؟.

حس میکنم آسمون رو سرم آوار شد . خدا بهم صبر بده من به هوای اینکه اونا همه خوشحال باشم خواستم با همشون مهربونی کنم اینم حرف ایشون. در مجموع به من اصلا اعتماد نداره خودشو قدیسه میدونه منو یه آدم بی ملاحظه و هرجایی

 حال آنکه من ازون خیلی معتقد ترم به مذهب

 حیف بچم 

حیف بچم. سرنوشتش چی میشه.

سعی میکنم ببخشم و از دلم برای همیشه بیرون کنم 

موندم برم خونه مادرم تا اقدام کنیم یا چی. فقط میدونم دیگه ازش حالم به هم میخوره چندشم میشه. انقد گریه کردم این چند روز که خدا میدونه.

خودشم عین خیالش نیس میخنده بازی میکنه اول وقت میگیره میخوابه میبینه من شبیه دیوانه ها شدم ولی نهایت سعیش یه سری جملات مسخره اس که گاها میاد بلغور میکنه میره. انگار بار اولش باشه مثلا...

عزیزمم الهیمیدونم چی میگی کاری بکن بره پیش مشاور

خیلی بده حالم . دوس دارم راحت شم از دستش ولی نگاه به مادر پدرم میندازم به بچم به مادر اون نمیدونم موندم 

 از همه بالاتر بچم که واقعا موندم از سرنوشتش چی میشه.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز