من کلاس آیلتس آنلاین میرفتم
یکی از پسرای کلاس کانادا زندگی میکرد
من اوایل ازش خوشم نمیاومد چون مثل ملانقطی خیلی اشتباهات کوچیک رو تو صورت آدم میزد، خیلیاشم ایرادات بیجا بود
یکی دو بار تو گروه عمومی بحثمون شد
تا اینکه یه بار اومد پی وی من و گفت "میخوای باهم اسپیکینگ کار کنیم؟ چون فکر کنم بقیه بچهها زیاد زبانشون اوکی نیست!"
پیش خودم فکر کردم چه خودشیفته!
اما بازم قبول کردم چون خودمم دنبال پارتنر اسپیکینگ بودم و اونم زبانش از بقیه بهتر بود
گذشت
چت کردنمون ادامه پیدا کرد
و من گرفتارش شدم!
صداش!
هر بار که از انگلیسی حرف زدنم تعریف میکرد و میگفت تو ۸ هم میتونی بشی!
فکر نمیکردم اون موجود خودشیفته انقدر دوستداشتنی باشه!
هر بار که از خاطراتم گفتم و اون توی ویسش خندید!
آخ خندههاش!
هر بار هی این اختلاف زمانی ۸ ساعت و نیم رو حساب میکردم که تصور کنم اون الان کجاست
بیداره یا خوابه
من که انقدر بیمنطق نبودم
من که دیگه بچه نیستم
من که به رابطه لانگ دیستنس اعتقاد ندارم
مهمتر از همه من که هیچی راجع بهش نمیدونم...
فقط میدونم out of my league عه...
یه جور دیگهاس... دغدغههاش با من فرق داره
آخه چرا هربار که اسمش میاد روی صفحه گوشیم تپش قلب میگیرم؟
فقط بخاطر اینکه کاناداست؟
نه نه من مهاجرت رو چیز دستنیافتنی نمیدونم که بخوام بخاطرش جذب یکی دیگه بشم
یعنی میدونه عمدا ساعت ۹ صبح بهش پیام میدم، چون اونجا نصفهشبه و من میخوام یواشکی پیش خودم قربون صدای خوابآلودش برم؟
کاش صدای خندهاش انقدر دوستداشتنی نبود!
کاش انقدر "سمعی" نبودم!
ریپورت گوشیم نشون میده که امروز ۴ ساعت رو توی تلگرام گذروندم و نشون میده که طی یک روز ۲۴۳ بار تلگرام رو باز کردم! آخه ۲۴۳ بار؟ تلگرامی که چند ماه پیش گاهی طی روز یک بارم بازش نمیکردم!
مینا آخه چهات شده یهو؟
مینا برو زبانتو بخون تو رو خدا
تهش اون میره ۸ میگیره و تو ۶ میشی ها
من پول ندارم دوبار آیلتس ثبتنامت کنما