یبارم با یکی دوست بودم گفت بریم شام
منم سانتا پانتااااال کردم
دبدم داره همه رستورانارو رد میکنه
گفتم وا کجا میخچاد بره
رفت خارج شهر این باغ سنتیا که ارزون ترن
رفتیم تو گارسون اومد منو داد قیمت ک داد پراش ریخته بود
گفت من کرسنه نیستم تو چیزی میخوای؟😐😐
گفتم نه
خجالت کشیدم
گفتم همون قلیون بسه
پسره گفت قلیون نداریم
گفتم خب چایی بیارین
گارسون رفت
تو راهد که پسره صداش زد نمیخواد چایی بیاری گفت چایی حال نمیده 😐😐😐یک ساعت نبم فک میزد کرسنه تشنه اومدم خونه
بعد بکش بود خیلی پووووولدار خسیس مهندس بود یعنی
خیلی ازش بدم اومده بود
یبار درخواست کیک شکلاتی کرده بود گفت برام درست کن
منم نامردی نکردم درست کردم تف کردم توش خوب با مواد کبک همش زدم رو کامائوش هم ریختم
بردم داد خورد 😐☺️
ده روز بعدم کات کردیم 🤣