ی نفر گفت ی دعامیدم تو قبرستان دفن کن برای خانواده همسر تا از شر مزاحمتشون راحت بشی اما من ترسیدم از عواقبش گفتم نه به نظرتون کار اشتباهی کردم خدایی ترسیدم
از لج کسی خودتونو تو چاه نندازید راهی که میرین برگشت نداره من از ۱۷ سالگی به بعد زندگی کردم اما نه اون زندگی که میخواستم انگار همون تابستون تا الان زمان راکد شد و همه چی برام عین ی خواب میگذره
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
رفتی پیش دعا نویس نترسیدی، بعد از چال کردن ی تیک کاغذ ترسیدی
نه خب رفتم برا خودم برا کسی دیگه نرفتم ک
از لج کسی خودتونو تو چاه نندازید راهی که میرین برگشت نداره من از ۱۷ سالگی به بعد زندگی کردم اما نه اون زندگی که میخواستم انگار همون تابستون تا الان زمان راکد شد و همه چی برام عین ی خواب میگذره
چی بگممن هم میترسم ولی گاهی چاره ای نداری برای اینکه راحت زندگی کنیحالا طلسم بد هم نبوده و برای بستن ...
همین به خدا گفتم اگه خوردنی داری بده بدم بخورن بیشتر ترسیدم اجنه و اینا بیاد با دفن اونا
از لج کسی خودتونو تو چاه نندازید راهی که میرین برگشت نداره من از ۱۷ سالگی به بعد زندگی کردم اما نه اون زندگی که میخواستم انگار همون تابستون تا الان زمان راکد شد و همه چی برام عین ی خواب میگذره
اصلا نگو بستس . به این چیزا فکر نکن . هر روز به خاطر داشته ها و نداشته هات خدارو شکر کن از ته دلت باور کن که فقط خدا بهت کمک میکنه . هر روز قرآن بخوان به خصوص سوره بقره ،چهارثل آیه الکرسی, تو دلت هی بگو افوص امری الی الله آن الله بصیر بالعباد