2777
2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من خیلی استرس واسش داشتم یه روز فهمیدم رو کسه دیگه ای کراشه نارارحت شدم ولی یجورایی راحت سدم

دقیقاا راحتتت میشی ندونستن بدتره

 دانشجو🦋از نسل کوروش🤞🏻 
‌پس چجوری ازدواج کردن

دوستم عاشقش بود میترسید بهش بگه خجالتم میکشید یهو پسش بزنه داغون بشه میترسید براهمین بهش نگفت شوهرش بوتیک داره قبلنم همین شغلش بود این همش میرفت خرید همش ماهی۲بارحتما میرفت ولی شوهرش اینو یادش نبود اصلاا فکرش بکن حتی روز خاستگاری شوهرش نشناختش البته بوتیک بزرگی داره و چندتا کارگرم داره خلاصه این یبار امام حسین به خوابش میاد که یه ختمی رو انجام بده چون ختمه سخت بوده میسپاره یه خانوم مومن مستجاب الدعوه براش بخونه چون نباید گناه میکرد نمیتونست بعد خیلی داغون بود همش تو فکرش بود سنشم کم نبود الان ۳۶سالشه اونموقع۳۳بود دیگه مادرش همش میگف این همه خاستگار خوب داره شوهرنمیکنه تو نصیحتش کن😄خاستگارامیومدن میرفتن این هی میگفت نه تا وقتی رسید که مادر پسره اینو تو ارایشگاه میبینه ازش خوشش میاد چون مژه کاره خودش بعد میپرسه ادرس وشماره میگیره میره خاستگاری اول مادره میره بعد باپسرش میرن البته دوستم مادر پسره رو نمیشناخته بزور مادرش قبول کرده بیان خاستگاری که بگه نه یعنی وقتی میبینمش هربار میخام  خودش اون صحنه خواستگاری رو تعریف کنه دوتامون سرخ میشیم از خنده

دوستم عاشقش بود میترسید بهش بگه خجالتم میکشید یهو پسش بزنه داغون بشه میترسید براهمین بهش نگفت شوهرش ...

واوووو چه شانسی ایشالا خوشبخت بشن😍😍🥰😘

 دانشجو🦋از نسل کوروش🤞🏻 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792