2789

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

کل زندگی همینه وگرنه دوتا آدم هم تو خونه ننه باباشون غذا داشتن هم لباس اصلا الان همه مستقل هستن والا ...


با این حرفتون که کل زندگی رابطه ست
یاد دوستم افتادم،  دوستی دارم دقیقا همین حرف شما رو میزد تو مجردیش.
میگفت نفس میکشیم برای رابطه
کلا زندگی فقط رابطه ست
ازدواج یعنی رابطه
خدا همه موجودات مخصوصا انسانهارو برای همین خلق کرده هدف اصلی دنیا اومدنمون رابطه ست همین خلقت یعنی رابطه.

همیشه مجردیش میگفت من با کسی باید ازدواج کنم که هات باشه هفته ای ۱۴، ۱۵ بار رابطه داشته باشیم روزی ۲،۳بار کم کم.

خلاصه کسی نصیبش شد همونجور که خودش میخواست بی نهایت گرم
دوران عقد و اوایل ازدواجش گل و بلبل بود

ولی کم کم مشکلات زد بیرون
میدیدم لاغر شده دیگه شاد نیست مثل سابق
بعدش یه روز گفت داره طلاق میگیره برام عجیب بود خیلی شوکه شدم که چرا

چون شوهرش خوب بود، هم مالی، هم اخلاقی، ظاهرشم خدائیش خوب بود چیزی به عنوان مرد کم نداشت.

ولی درد و دلش که باز شد گفت:
دارم عذاب میکشم
نه خواب دارم نه استراحت
شوهرشم شغلش آزاد بود مغازه داشت فروشنده گذاشته بود مغازه خیالش راحت بود 
میگفت ۳،۴نصف شب باشه ۵،۶صبح باشه فرقی براش نداره بیدارم میکنه اکثرا.

مهمونی میریم میگه زود بلند شو بریم خونه
نمیتونم هیچوقت از مهمونیم لذت ببرم.
مهمون میخواد بیاد میبینه کار دارم ول نمیکنه
کارام میمونه نمیزاره به کارام برسم.
مهمونا میرن کار دارم میخوام جمع و جور کنم
گیر میده کمتر از یک ساعت هم راضی نمیشه.


هر وقت، هر وقت عروسی میریم میرسیم خونه من خسته با اون آرایش و میکاپ و شینیون میخوام فقط موهامو باز کنم صورتمو بشورم برم راحت دوش بگیرم برم بخوابم.
نمیزاره ۲ساعت رابطه...

سر ختم پدربزرگش وسط مسجد شوهرش پیام داده بود
مسجد تموم شد بهونه بچه رو بگیر بریم خونه
میگفت ول نمیکرد همش پیام و تماس وسط مراسم آخر بهونه بچه و گریه و خوابش رو کردم رفتیم ۲ساعت خونه کارش رو کرد رفتیم خونه مادربزرگم.


میگفت تو مراسم ختم و عروسی همینه درک نمیکنه
این دوست منم سندروم پیش از قاعدگی داره ۷،۸روز مونده به پریودش خیلی اذیت میشه
اصلا زیر دلش و چیزای دیگه
میگه شوهرش مراعات نمیکنه خیلی اذیت میشه، میگه دلدرد داره براش مثل شکنجه میشه.

خلاصه طلاق گرفت الان اسم رابطه و شوهر میاد میگه غلط کنم ازدواج کنم



کل زندگی همینه وگرنه دوتا آدم هم تو خونه ننه باباشون غذا داشتن هم لباس اصلا الان همه مستقل هستن والا ...



همه چیز برعکسه دیگه



همسایمون هم دخترش داره جدا میشه
تو مراحل طلاقن
از همون ۱۳،۱۴سالگی سر و گوشش میجنبید
دوست پسر زیاد داشت
آخرم با یکی از دوست پسرهاش ازدواج کرد
یادم میاد یه بار خونشون بودم
اونم میگفت برای چی آدم ازدواج میکنه فقط برای رابطه وگرنه خونه پدرم هستم دیگه
از حرفهاشم فهمیدم مثل اینکه با دوست پسرش رابطه داره.

اینا اخر باهم ازدواج کردن ۵سال دوست بودن و ۱سال و نیم هم عقد دیگه بعد ۶سال و نیم میگفت شناخته پسره رو، با احساس و با محبته، نجیبه، هیز نیست، خیلی دوستم داره، میگفت اخلاقش در کل خوبه.


 پسره فوق العاده هم گرم بود و دختره هم خیلی راضی بود از این لحاظ.
اینا ازدواج که کردن رفتن زیر یک سقف و زندگی مشترکشون رو که شروع کردن کم کم پسره اخلاقش عوض شد.

مثلا دختره میگفت دیگه مثل قبل باهام بامحبت نیست، میگفت مریض میشم براش مهم نیست، میگفت میرضم اصلا مراعات حالمو نمیکنه بجای اینکه بگه بیا ببرمت دکتر، یه سرم بزن، قرصی چیزی لازم نداره بهت بدم عزیزم ، برو استراحت کن چپ و راست فقط رابطه میخواد،
میگفت وقتی ناراحتم اصلا براش مهم نیست بیاد حتی بپرسه چته چرا ناراحتی؟
کاری کنه صحبت کنه حتی بگه بیا بریم بیرون حال و هوات عوض بشه.
وقتی دعوا میکنیم اون مقصر هم باشه اصلا نمیاد از دلم در بیاره چه برسه ازم عذر خواهی کنه.
تو مشکلات که کلا تکیه گاهی نیست نمیشه روش حساب باز کرد.

حالا خواهر شوهرش رو تعریف میکرد میگفت دقیقا شوهرش برعکسه
میگفت شوهرش مثل پروانه دور خواهر شوهرم میچرخه.
تا مریض میشه سریع میبرتش دکتر
نمیزاره دست به سیاه و سفید بزنه
بهش میگه فقط برو استراحت کن.
ولنتائین، روز زن، روز تولد، سالگرد ازدواج همیشه یادشه  کادو براش میخره حتی اگر چیز گرون نباشه یا میبرتش رستوران.

اگر تو دعوا مقصر باشه از دل زنش در میاره
دلجویی میکنه ازش یه چیزی براش میخره از دلش در بیاره، مثل کوه پشت زنشه تو مشکلات

میگفت با خواهرشوهرم حرف میزنیم میگفت هفته ای یکبار نهایت دوبار رابطه دارن.



الان میگه زندگی فقط رابطه نیست
فراتر از رابطه ست
اینکه یه همراه، همدل، همزبون خوب و با درک داشته باشی
کسی که تو مشکلات پشتت باشه و با خیال راحت بتونی بهش تکیه کنی
تو غم و ناراحتی کنارت باشه بهت آرامش بده
یه همراه خوب تو زندگی
مهربونی، عشق، محبت
حتی از خودگذشتگی و ایثار برای هم
اینکه وقتی ناراحتی از چیزی یکی با تمام وجود با عشق درکت کنه سعیش رو کنه که شادت کنه از ناراحتیت ناراحت بشه
اینکه وقتی کنار هم در آغوش هم باشیم  به رابطه ختم نشه فقط برای شهوت و رابطه نباشه بیاد طرفم از عشق و علاقه هم باشه.

وقتی دوستم مشکل زنانگی پیدا کرد شوهرش در آخر بهش خیانت کرد
این آخرین کار شوهرش  دیگه آتیشش زد تصمیم به طلاق گرفت

میگفت اونوقت خواهر شوهرم بارداری خطرناک داشت شوهرش تحمل میکرده بخاطر سلامتی زنش و بچش 
میگفت سلامتی و تو بچه برای من مهمتر از لذتمه، این لذتها گذراست میگذره تموم میشه ولی سلامتی تو بچه همیشه الویته.

الان میگه ازدواج چیزی فراتر از رابطه ست

یا خدا هر ثانیه میخوای؟

توانم زیاده 😂

کوروش بزرگ❤ بودن با کسی که دوستش نداری و نبودن با کسی که دوستش داری، هر دو رنج است. پس اگر هم‌فکر خود نیافتی، مثل خدا تنها باش

با این حرفتون که کل زندگی رابطه ستیاد دوستم افتادم، دوستی دارم دقیقا همین حرف شما رو میزد تو مجردیش ...

ای بابا 

ممنون بابت وقتی که گذاشتی 

چی بگم دنیا به کام هیچکی نیست 

همه چیز برعکسه دیگههمسایمون هم دخترش داره جدا میشهتو مراحل طلاقناز همون ۱۳،۱۴سالگی سر و گوشش میجنبید ...

بله گلم کاملا حرفت درسته 

اما زندگی ما هم از اونور بوم افتاده 

اصلا وقتی مردی متمایل به زنش نیست نمیشه گفت زنش رو دوست داره 

نمیدونم طبعش سرده 

از اعتیادشه 

اما زندگی با این حال خیلی سخته

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792