همه چیز برعکسه دیگه
همسایمون هم دخترش داره جدا میشه
تو مراحل طلاقن
از همون ۱۳،۱۴سالگی سر و گوشش میجنبید
دوست پسر زیاد داشت
آخرم با یکی از دوست پسرهاش ازدواج کرد
یادم میاد یه بار خونشون بودم
اونم میگفت برای چی آدم ازدواج میکنه فقط برای رابطه وگرنه خونه پدرم هستم دیگه
از حرفهاشم فهمیدم مثل اینکه با دوست پسرش رابطه داره.
اینا اخر باهم ازدواج کردن ۵سال دوست بودن و ۱سال و نیم هم عقد دیگه بعد ۶سال و نیم میگفت شناخته پسره رو، با احساس و با محبته، نجیبه، هیز نیست، خیلی دوستم داره، میگفت اخلاقش در کل خوبه.
پسره فوق العاده هم گرم بود و دختره هم خیلی راضی بود از این لحاظ.
اینا ازدواج که کردن رفتن زیر یک سقف و زندگی مشترکشون رو که شروع کردن کم کم پسره اخلاقش عوض شد.
مثلا دختره میگفت دیگه مثل قبل باهام بامحبت نیست، میگفت مریض میشم براش مهم نیست، میگفت میرضم اصلا مراعات حالمو نمیکنه بجای اینکه بگه بیا ببرمت دکتر، یه سرم بزن، قرصی چیزی لازم نداره بهت بدم عزیزم ، برو استراحت کن چپ و راست فقط رابطه میخواد،
میگفت وقتی ناراحتم اصلا براش مهم نیست بیاد حتی بپرسه چته چرا ناراحتی؟
کاری کنه صحبت کنه حتی بگه بیا بریم بیرون حال و هوات عوض بشه.
وقتی دعوا میکنیم اون مقصر هم باشه اصلا نمیاد از دلم در بیاره چه برسه ازم عذر خواهی کنه.
تو مشکلات که کلا تکیه گاهی نیست نمیشه روش حساب باز کرد.
حالا خواهر شوهرش رو تعریف میکرد میگفت دقیقا شوهرش برعکسه
میگفت شوهرش مثل پروانه دور خواهر شوهرم میچرخه.
تا مریض میشه سریع میبرتش دکتر
نمیزاره دست به سیاه و سفید بزنه
بهش میگه فقط برو استراحت کن.
ولنتائین، روز زن، روز تولد، سالگرد ازدواج همیشه یادشه کادو براش میخره حتی اگر چیز گرون نباشه یا میبرتش رستوران.
اگر تو دعوا مقصر باشه از دل زنش در میاره
دلجویی میکنه ازش یه چیزی براش میخره از دلش در بیاره، مثل کوه پشت زنشه تو مشکلات
میگفت با خواهرشوهرم حرف میزنیم میگفت هفته ای یکبار نهایت دوبار رابطه دارن.
الان میگه زندگی فقط رابطه نیست
فراتر از رابطه ست
اینکه یه همراه، همدل، همزبون خوب و با درک داشته باشی
کسی که تو مشکلات پشتت باشه و با خیال راحت بتونی بهش تکیه کنی
تو غم و ناراحتی کنارت باشه بهت آرامش بده
یه همراه خوب تو زندگی
مهربونی، عشق، محبت
حتی از خودگذشتگی و ایثار برای هم
اینکه وقتی ناراحتی از چیزی یکی با تمام وجود با عشق درکت کنه سعیش رو کنه که شادت کنه از ناراحتیت ناراحت بشه
اینکه وقتی کنار هم در آغوش هم باشیم به رابطه ختم نشه فقط برای شهوت و رابطه نباشه بیاد طرفم از عشق و علاقه هم باشه.
وقتی دوستم مشکل زنانگی پیدا کرد شوهرش در آخر بهش خیانت کرد
این آخرین کار شوهرش دیگه آتیشش زد تصمیم به طلاق گرفت
میگفت اونوقت خواهر شوهرم بارداری خطرناک داشت شوهرش تحمل میکرده بخاطر سلامتی زنش و بچش
میگفت سلامتی و تو بچه برای من مهمتر از لذتمه، این لذتها گذراست میگذره تموم میشه ولی سلامتی تو بچه همیشه الویته.
الان میگه ازدواج چیزی فراتر از رابطه ست