2777
2789
عنوان

داستان زندگیم🦋🥺

170 بازدید | 6 پست

الان نزدیک دو سال میشه با یه نفر تو رابطم از همون اول شرایطشو میدونستم وضعیت مالی خوبی نداره ماشین نداره فقط یه موتور داره تو کارگاه شیشه بری کار میکنه رفته بود سربازی ولی فرار کرده بود حدود دوماه پیش اومد خواستگاریم ولی خانوادم قبولش نکردن(خیلیم تو ناز و نعمت بزرگ نشدم نه اینکه بگم خانوادم نداشتن ولی خب بازم اینقد که الان دارن سختگیری میکنن بنظرم درست نیست)پسره یکم زود عصبی میشه ولی قلب مهربونی داره تو دوران دوستی باهاش خاطرات زیادی دارم و اینکه بخوام فراموش کنم اصلا نمیتونم اتفاقای زیادی برامون افتاده ولی بازم باهم موندیم الان بزرگترین مشکلم خانوادمه که اصلا نظر من براشون اهمیتی نداره با اینکه سنی ندارم فقط دنبال اینن که منو شوهر بدن بعد از همین پسره که باهاش تو رابطم یکی اومد خواستگاریم 13 سالم اختلاف سنی داشتیم و از نظر فرهنگی خیلی متفاوت بودیم ولی بخاطر اینکه یکم وضع مالیش خوب بود خانوادم خیلی با حرفاشون اذیتم کردن که قبول کنم الان هم پسره میخواد دوباره بره خدمت و بعدش بره تو معدن کار کنه 


خانوادم نمیزارن حتی برم دانشگاه و سرکار به شدت سختگیرن و حتی نمیزارن من تا سرکوچه تنها برم خیلی شک بهم میکنن ولی خب من بازم هرطور شده میرم و اونا هم نمیفهمن😂ولی خب دلم میخواد ازدواج کنم چون خانوادم فقط میگن ازدواج کن بعدش هرکار خواستی بکن بخاطر همین تا ازدواج نکنم هیچکار نمیتونم بکنم حتی نگذاشتن من گواهینامه بگیرم گفتن هروقت عروس شدی


خودم 20 سالمه 


پسره 22



پسره پدر نداره که حمایتش کنه ولی داره کارای وام میکنه بتونه ماشین بگیره و فعلا که میخواد بره خدمت تا بتونه بره تو معدن 





🥹🤍

عزیزم عشقش واقعیه‌ دلم سوخت براش گقتی‌میخواد بره تو معدن یاد طبس افتادم دور از جونش... اگه خانوادت قبول کنن‌عقد کنید تایم اداری میره سرکار سربازیو و حقوقشم خوبه بگو چند بار دیگه یزرگ‌فامیل بفرسته تا بزارن 

کاربری سال۹۸ کاربریامو ترکوندن لطفا گزارش میزنید حداقل بگید 

چند نفر از دوستام وقتی خونمون اومدن اولین چیزی که پرسیدن فرشمون بود! 😂

طرحش خیلی خاصه و اصلاً شبیه فرش‌های معمول بازار نیست. من از فرش زانیس خریدم، قبل از خرید هم با پرو مجازی، فرش‌ها رو داخل خونه خودمون دیدم و خیلی راحت‌تر تونستم انتخاب کنم.

راستی خرید قسطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم دارن.

اینجا کلیک کن تا سایتشون رو ببینی.


به نظرم احساسی تصمیم نگیروبه حرف خانوادت گوش کن

خانواده ای که همه چیزو تو ازدواج میبینن میشه به حرفشون گوش داد؟ 

فقط وقتی میتونم زندگی کنم که شوهر کنم

خودمم ازدواج دوست ندارم در اون حد ولی خب وقتی خانوادم اینجورین چکار میتونم بکنم 

🥹🤍

عزیزم عشقش واقعیه‌ دلم سوخت براش گقتی‌میخواد بره تو معدن یاد طبس افتادم دور از جونش... اگه خانوادت ق ...

عزیزم خیلی کارای دگه کرده ولی خانوادمم نمیدونم برای چی اینقد سخت میگیرن🥺یه شب خواهرش زنگ زده میشه بیایم فقط چندکلام باهاتون حرف بزنم بابام به دروغ گفت مال فعلا اصلا تو شهر نیستم هروقت اومدم خبرتون میکنم همیشه کوچیکشون میکنه خب اوناهم برای خودشون شخصیت داره کلا خانوادش میگن یه مدت نامزد بشن یعنی عقد نکنن اگه پسره مورد تایید نبود بهم بزنین ولی خانوادم اصلا انگار نه انگار و جالبیش اینه بابام تو این سن بهم میگه آخرش تو خونه میمونی 

🥹🤍

عزیزم خیلی کارای دگه کرده ولی خانوادمم نمیدونم برای چی اینقد سخت میگیرن🥺یه شب خواهرش زنگ زده میشه ب ...

 خدا لعنتش کنه دلم سوخت برات بخدا حس میکنم پسره حسش ولقعیه با یه بزرگتر تو فامیلتون حرف بزن

کاربری سال۹۸ کاربریامو ترکوندن لطفا گزارش میزنید حداقل بگید 
خدا لعنتش کنه دلم سوخت برات بخدا حس میکنم پسره حسش ولقعیه با یه بزرگتر تو فامیلتون حرف بزن

با اینکه پسره وضع مالی خوبی فعلا نداره یه ست نقره برام خریده که بیارن ولی این پدر من حتی نمیزاره اینا بیان بخدا به حرفاشون فکر میکنم بغضم میگیره مثلا پسر همکار مامانم میخواد بیاد خواستگاریم پدرمم به مادرم میگه به همینا بگو بیاین اینو ببرن(یعنی من) بهم میگه اصلا چشمو رو ندارم 

از همون شب خواستگاری پدرم میگفت من اینارو که قبول نمیکنم فقط پول پول پول براش مهمه حتی بخدا نظر منو درباره هیچ خواستگاری نمیپرسن 

پسره با هرکسی که فکرشو بکنین حرف زده منم این بار با یه بزرگ تو فامیل حرف بزنم؟ 

از حرفای پدرم میترسم که بعدش بگه آره ابرومو بردی ولی حاضرم بخاطرش همه کار بکنم چون تو خونه پدرم آخرش به هیچ کجا نمیرسم🥺

🥹🤍

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز