روزا واسم تکراری ادما واسم تکراری حس میکنم این بدن واقعیم نیس یع روکشه ـ
به سرم میزنه گاهی مثلا داشتم چیپس میخوردم به این فکر کردم که چرا دستامو بشورم اینبار بزار دستام کثیف باشه با دست کثیف با گوشی کار کنم اونم کثیف بشه
یا کیک چرا همیشه دستور کیک نگاه کنم اینبار خودم کیک درست میکنم
یا رفتم توی حیاط توی خاکا نشستم با خودم گفتم چرا همیشه جای تمیز بشینم بزار خاکی شم کثیف شم مگه چشه
یا از خونه زدم بیرون هر طوری دلم میخاس راه میرفتم راحت میرفتم به مردم لبخند زورکی یا سلام نمیکردم سلام میکردن جواب ندادم گفتم بزار دلمو خالی کنم بی ادب باشم خودم باشم ـ
یا پنکک در اوردم هر چقد میتوستم زدم صورتم ببینم چطوری میشم ـخلاصه امروز چیز های متفاوتی رو تجربه کردم و بازم تکرار میکنم