بشدتتتت از این رفتار شوهرم متنفررررممممممممم خیلییییی زیاددد همیشهههه منتظر از من ی اتو بگیر و بهم سرکوب بزنه و تحقیر کنه
دیشب صدای شکستن قلبمو شنیدم
من بچه که بودم مامانم منو ول کرد این اصلا مهم نیست من و شوهرم رابطه خوبی نداریم شوهرم هروقت که بحثمون میشه میگه توهم مثل اون مامان بوقیتی شماها آدم نیستین فکر کردی من نمیدونم تو هم موقعیتت مناسب برات پیدا بشه بچرو میندازی اینجا میری پی خوش گذرانی تو هم مثل همون مادرتی اینارو که میگه من آتیش میگیرم من حتی دو دقیقه نمیتونم دووری بچمو تحمل کنم اونوقت این چرت و پرت میگه با مامان بزرگمم که دردل میکنم میگه تقصیر خودت بود باید بچرو مینداختی جدا میشدی من تنها امید زندگیم پسرمه حتی نمیتونم دوریشو تحمل کنم اینکه من و به مامانم تشبیه میکنم حالم بد میشه
منم یک بار یاد قدیم افتادم گریه گرفت شوهرم گفت دیگه زر نزنی