دیروز خونه دختر عموم بودم مهمونی زنونه داشتیم یهو دیدم شوهرش از تو اتاق صداش کرد بعد دخترعموم نگاهی به مامانش که زن عموم میشه کرد و گفت مامان میری کمرشو بسابی من مات مونده بودم زن عموم هم با کمال میل بلند شد رفت هنوزم این حرکتشون تو ذهنم مونده واقعا عجیب بود
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.